کد خبر: ۳۹۵۹۸۵
تاریخ انتشار: ۲۶ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۸:۲۸ 16 March 2017
فرهنگ و توسعه دو رویکرد هستند که در نظرگاه برخی جامعه شناسان می توانند مقوم همدیگر بوده و در دیدگاه برخی دیگر یکی می تواند چالشی برای دیگری به حساب بیاید. در این زمینه رابطه فرهنگ و توسعه در لرستان از این قاعده مستثنی نمی باشد. برای فهم واقعیت این ارتباط خبرگزاری تابناک لرستان گفتگویی با ابوذر قاسمی دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی انجام داده است که در زیر آورده می شود.

 تابناک لرستان: به نظر شما چه نسبتی بین گذشته فرهنگی لرستان و توسعه وجود دارد؟

لرستان بنابر منابع کهن و کاوش های باستان شناسی سرزمین مفرغ بود است؛ یعنی سرزمین تمدن و فرهنگ و هویت. ولی واقعیت این است که امروزه به «داشتم ها» و تعلق به عصر مفرغ، امتیاز و توسعه هدیه نمی دهد، امروزه تولید و «دارم ها» امتیاز و  قدرت به بار می آورد. امروزه برای معنا بخشیدن به زندگی روزمره به راحتی نمیتوان به چارچوب و قالبي ارزشي گذشته وفادار ماند. بنابراین، لرستان که یکی از استان های  کهن اما در عین حال توسعه نیافته محسوب می شود باید تشخیص پتانسیل های بالقوه خویش از یک طرف و تحولات عدیده ایی که هر روز رخ می دهد، مسیر خود را بیابد. به اعتقاد من ما نتوانسته ایم این ارتباط و پیوند بین گذشته و اکنون خود برقرار کنیم، همین دلیل هم داشته های خود را که همان سرمایه های فرهنگی مان است را از کف داده ایم و هم به توسعه دست نیافته ایم. 

تابناک لرستان: این سخن شما نوعی بی هویتی را تبلیغ نمی کند؟

 به هیچ وجه. سخن بر سر بی هویت بودن افرادی که اینگونه فکر می کنند نیست؛ سخن بر سر سرعت تغییر و تحولاتی است که دائما بر ما می کوبد و که دائما منابع هویت بخش ما را متنوع و بعضا متعارض می کند؛ سخن این است که این ما هستیم که باید خود را با عصر جدید منطبق کنیم (البته با حفظ برخی مبانی) نه اینکه عصر جدید خود را با لرستان منطبق کند. فرهنگ ما غنی بوده، اما به سختی مقدمات فكري لازم براي تحولات عيني اجتماعي را برای ما فراهم می سازد. برای مثال، به دلیل بافت و ساختار طایفه ای، ما از منابع غنی سرمایه اجتماعی در لرستان بهره مند هستیم، اما این سرمایه اجتماعی همیشه و بیشتر مواقع در کنش های توسعه ایی ما؛ به عنوان تسهیل گر توسعه عمل نمی کند، بلکه با تمرکز بر به "کدام طایفه تعلق دادن" چشمان ما را به روی انتخاب های درست می بندد. می توان به انتخابات به عنوان یکی از مهمترین کارزارهای توسعه سیاسی یاد کرد. افراد متخصص و تحصل کرده به راحتی قربانی انتخاب های طایفه ای می شوند. این است که  اینکه سرمایه اجتماعی یکی از منابع مهم توسعه در هزاره جدید محسوب می شود، اما متاسفاه در جامعه ما منفی و بالعکس عمل می کند. 

تابناک لرستان: چه مشکلی در این زمینه وجود دارد؟

واقعیت این است که این فرهنگ با این ساختار اجازه پذیرش ابعاد نرم افزاری توسعه را به سختی به ما می دهد، چون آن را مسبب تخریب فرهنگ، هویت بکر و رمانتیزه خود می داند. اما ابعاد سخت افزاری و تکنولوژیک به راحتی در آن رسوخ می کنند که نتیجه این امر این است که اولا باعث می شود مردم در وفاداري هاي خود ترجيحات غيرمنطقی لحاظ كنند(برای مثال در یکی از شهرستان های استان چند سال پیش برای دایر کردن یک مرکز توانبخشی مسئولین به دنبال خرید زمین بودند، اما کسی زمین نمی فروخت در صورتی که ماشین ها و خانه های لوکس در این شهر فراوان است به گونه ای که شهری با ماشین های لوکس نام دارد) دوما و مهمتر اینکه تاخر فرهنگی را به بار می آورد؛ توسعه و تضاد در اینجا سر بر می آورد.

تابناک لرستان: به نظر می آید شما روی بحث تأخر فرهنگی تمرکز ویژه ای داری؟ 

بله. به نظر من یکی از بزرگترین مسائل استان تاخر فرهنگی است که عینیت و ذهنیت فرد فرد ما را بر هم زده است. تاخر فرهنگی یعنی سبقت گرفتن ابعاد سخت افزاریی توسعه بر ابعاد نرم افزاریی آن. برای مثال، تکنونولوژی های مدرن به راحتی در بین ما پذیرفته می شود، اما به حقوق شهروندی و رعایت مناسک راهنمای و رانندگی کمتر ارزش می نهیم. از یک طرف، دنیال توسعه هستیم، اما از طرف دیگر برای برابری جنسیتی تلاش نمی کنیم. باید بین ظرف و مظروف توسعه انطباق ایجاد کرد، در غیر این صورت همچنان باید شاهد عمیق شدن مسائل اجتماعی، بیکاری و مهاجرت نخبگان به سایر استان ها بود. البته من باور دارم که دستیابی به این موارد و توسعه دشوار است، اما به هر حال باید ابتدا بر این تاخر فرهنگی غلبه کرد و در ادامه با باور بیشتر به خود و ظرفیت های مان به مسیر ادامه داد. به هر حال، همانگونه که اشاره کردم، عمده مشکلات 


تابناک لرستان: شما به عنوان یک جامعه شناس روی مفهوم زبان تاکید دارید می تونید در این زمینه توضیح بیشتر بفرمایید؟

امروزه توسعه است، تولید است، علم است که هویت می دهد. چرا که با توسعه و تولید می توان کنش گری کرد، تصمیم گرفت و در امور مختلف مشارکت کرد. ما تا نتوانیم خلق کنیم، آنچه را که هم داریم (مثل نخبگان) را هم از دست می دهیم. واقف بودن به آنچه پیشینیان ما داشته اند، قط و فقط بخشی از هویت ماست. بخش اعظم آن در سایه مواجهة منطقی و در فرایند توسعه بدست می آید. برای مثال، در خصوص زبان، از طرفی باید برای توسعه و تحول روبه جلو به فراگیری زبان ملی (فارسی) و فراملی ( انگلیسی) شتافت، از سوی دیگر باید بر زبان زیبای مادری ماند، زبانی که با هویت ما پیوند دارد. این نوعی تضاد است. اما باید گفت که این زبان مادری با توسعه در معنای مدرن آن منطبق نیست، این به معنای بی اهمیت بودن آن نیست، اتفاقا به معنای عمیق و ارزش آن است که در کنش های روزمره به کارمان می آید که می توان لایه های عمیق چرایی عدم توسعه در لرستان را با آن کاوید؛ اما نمی توان با آن به صورت علمی حرف زد و رفع مشکل کرد. واقعیت این است که در لرستان در وضعيت «هم اين (هویت) هم آن (توسعه)» به سر مي بريم؛ عده ای فراموش کرده اند که زبان علم و دانایی زبان رسمی است نه زبان مادری؛ زبان ماری زبان سخن با خویشتن است، نه زبان نوشتن های علمی؛ زبان صنعت، تكنولو‍‍ژي، ارتباطات و فرآورده هاي فرهنگي نیست؛ به هر حال چیزی که مشخص است این است که در بسیاری از موارد این فرهنگ مانع توسعه بوده است و در برابر بیرونی ها مقاومت هم میکند(مانند مثال زمین ندادن) 

تابناک لرستان: چگونه می شود از فرهنگ بومی در امر توسعه بهره برداری کرد؟

فرهنگ بومی زمانی می تواند در امر توسعه به خوبی مشارکت کند که بتواند در امر توسعه تولید و خلاقیتی داشته باشد و یا حداقل تسهیل گر باشد. ماندن بر زبان و فرهنگ بومی خوب است اما کارکردی نیست. هر چیزی را با محک زیست بوم محلی و هویت، سنجیدن اتلاف وقت و منابع مالی و انسانی است. رمانیزه و تخیلی جلوه دادن فرهنگ محلی امر خطرناک و غیرمنطقی است. باید به این فرهنگ اجازه رویارویی با جریان های مدرن داد اگر توانست آنها را در خود ذوب می کند و در غیر این صورت باید کنار برود. این فرهنگ بومی است که باید تا حد امکان، خود را  با آنچه که سودمند است منطبق کند، نه اینکه هر آنچه که سودمند است خود را با زبان و هویت قومی ما منطبق کند؛ چون این امر امکان پذیر نیست.


گفتگو: علیرضا طاهری نیا(پژوهش علوم اجتماعی)



نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار